تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه، 9 ارديبهشت 1391


موفقیت جبهه در مرحله اول از نشانه های کمکهای الهی به مردم است به خاطر شکرگزاری هایشان.(در واقع یعنی این رویش انقلابی حاصل ایستادگی مردم در برابر فتنه ها است)
عامل اين نعمت و پيروزي در درجه اول شخص مقام معظم رهبري ـ‌مد ظله العالي‌ـ بودند... اين پيروزي واقعا براي دوستان جبهه پايداري و براي بسياري از دوستان ديگر بيش از حد انتظار بود؛ مخصوصا با توجه به امکانات ضعيفي که در اختيار نامزدهاي اين جبهه بود و فرصت کمي که از زمان تشکيل جبهه پايداري تا زمان انتخابات وجود داشت؛ ببينيم چه عواملي موجب اين موفقيت شده است... مهم‌ترين عامل روح اخلاص عزيزاني است که اقدام به تشکيل اين جبهه و فعاليت‌هاي انتخاباتي اخير کردند...اين يک تعارف يا شعار سياسي نيست؛ بلکه حقيقتي است. هر کس با خدا معامله کند و خالص‌تر باشد، خدا هم بيشتر به او کمک مي‌کند. ..اين نقطه مثبتي است که ما بايد به آن توجه داشته باشيم و آن را در خودمان تقويت کنيم. عامل ديگر برخورد متيني بود که اين دوستان با ديگران داشتند... اگر نقطه‌هاي ضعفي هم در جريان کار بوده بايد آنها را هم بشناسيم و اصلاح کنيم...

 حرکت از روز اول بعثت پیامبر(ص) توأم با مبارزه و سختي‌ها بوده و اين مبارزه تا روز آخر ادامه خواهد يافت. حلقه دوم اين مبارزه از روز رحلت پيغمبر اکرم(ص) شروع شد تا دوران 25 سال خلافت خلفا هم گذشت.  در اين‌جا مرحله جديدي شروع شد که اميد مي‌رفت حضرت امير(ع) بتوانند خطاهاي گذشته را جبران کنند و قدم‌هاي بلندي در مسير تکامل جامعه اسلامي بردارند. ولي چند روزي نگذشت که جنگ جمل را به راه انداختند و اميرالمؤمنين(ع) مجبور شد ناخواسته جنگي را تحمل کند. اما اين جنگ با جنگ‌هاي پيغمبر(ص) خيلي متفاوت بود. پيامبر اکرم(ص) با بت‌پرستاني مي‌جنگيد که دختران‌شان را زنده به‌گور مي‌کردند و بت‌هايي را که خودشان مي‌ساختند، مي‌پرستيدند؛ اما جنگ علي(ع) با پسر عمه خودش و بعضي ديگر از اصحاب پيغمبر(ص) بود؛ با کساني که سال‌ها در جبهه‌‌هاي جنگ شرکت کرده بودند، در رکاب رسول‌الله(ص) مجاهدت‌ها کرده بودند، هزينه‌هايي پرداخته بودند، فداکاري‌هايي کرده بودند، بسياري از آنها نور چشمي‌‌هاي جامعه اسلامي بودند. اين نوع ديگري از مبارزه بود.

حلقه سوم اين مبارزات توسط سيدالشهدا ـ‌صلوات‌الله‌عليه‌ـ انجام شد و اين زنجيره مبارزات تا زمان ظهور ولي عصر ـ‌عجل‌الله فرجه الشريف‌ـ ادامه دارد. ..

 هر آزمایش سخت‌تر از آزمايش قبلي بود...

 بعضي از کساني که در رکاب اميرالمؤمنين(ع) با معاويه مي‌جنگيدند و به اصطلاح از آزمون‌شان سربلند بيرون آمده بودند، در کربلا با امام حسين(ع) جنگيدند؛ نه فقط در صف مقابل آن حضرت قرا گرفتند، بلکه قاتل سيدالشهداء(ص) شدند! ...

اين سنت الهي است که هر روز امتحان‌ها سخت‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود. چون روز به‌روز سطح فهم، شعور، توقعات، قدرت‌ و توانايي انسان بالاتر مي‌رود؛ نوع برخوردها هم با متفاوت مي‌شود. کساني که ديروز هم‌سنگر بودند، امروز روياروي هم قرار مي‌گيرند.

حضرت بقية‌الله الاعظم ـ‌اروحنافداه‌ـ بعد از ظهور...با کساني مواجه مي‌شوند که به وسيله آيات قرآن با آن حضرت محاجه مي‌کنند؛ يعني با امام زمان بحث و مناظره مي‌کنند و مدعي مي‌شوند که آن حضرت بر حق نيست! ما بايد اين حقيقت را درک کنيم و هر روز آماده پيچيده‌تر شدن موقعيت معرفتي جامعه باشيم؛ 

  خدا با کسي تعارف ندارد و هيچ کس هم از امتحان مستثني نيست. همه امتحان خواهند شد؛البته هر کسي به اندازه ظرفيت خودش و امروزه بالاترين و سخت‌ترين امتحانات براي مقام معظم رهبري ـ‌دامت برکاته‌ـ است. هم‌چنان طبق روايات در زمان ظهور ولي‌عصر ـ‌عجل‌الله‌فرجه‌الشريف‌ـ بالاترين سختي‌ها و مشکلات براي شخص امام زمان ـ‌صلوات‌الله‌عليه‌ـ است.

جريان انحرافي،‌ خطري سخت‌تر از فتنه‌هاي پيشين: فتنه‌هايي که طليعه آن در چند سال گذشته ظاهر شد؛ جرياني که با تظاهر به اسلام و تشيع و تمسک به نام مبارک امام زمان ـ‌صلوات‌الله‌عليه‌ـ در باطن تيشه به ريشه اسلام مي‌زند. بعضي از مسئولان هم متوجه نيستند که بالقوه چه خطري در پيش است که شايد از همه خطرهاي گذشته سخت‌تر و سنگين‌تر باشد.

  هر امتحان يا تکليفي که براي يک جامعه پيش مي‌آيد در واقع امتحان و تکليف براي افراد آن جامعه است و با توجه به اين‌که افراد از لحاظ فهم‌، شناخت، مراتب ايمان، موقعيت اجتماعي، برخورداري از امکانات و ... متفاوت هستند، با توجه به اين تفاوت‌ها هر يک از آنها وظايف خاصي خواهند داشت.

 بايد ببينيم چه نقاط ضعفي داشتيم، آنها را اصلاح کنيم؛ چه نقاط قوتي داشتيم، آن‌ها را تقويت کنيم

اين آيه خطاب به پيامبر(ص) و يارانش مي‌فرمايد: آيا گمان مي‌کنيد صرفا با ادعاي ايمان کار تمام شد؟! تمام سختي‌هايي که به پيشنيان رسيده، به شما هم خواهد رسيد، تا جايي که متزلزل مي‌شويد و مي‌گوييد: پس خدا کي ما را ياري خواهد کرد. وقتي کار به اين‌جا رسيد، آن زمان است که مي‌فرمايد: «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ.»

بايد شبانه‌روز تلاش کنيم؛ اما نبايد فراموش کنيم که خداوند مي‌فرمايد زماني‌ که مؤمنين از همه جا مأيوس شدند، ما ملائکه را براي کمک‌شان فرستاديم؛ اما مبادا تصور کنيد که ملائکه مومنين را پيروز مي‌کنند؛ بلکه «وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم؛»4 فرشته‌ها را فرستاديم تا شما آرامش پيدا کنيد؛ اما «وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ.»

 ما در جريان اخير و صدها مورد نظير آن تجربه کرديم و فهميديم که خدا به ما کمک کرده است؛ اما هم‌چنان اعتماد قلبي‌مان به اسباب است؛ فلان‌کس چه بگويد، چه کسي از ما تعريف ‌کند، چه کسي مخالفت کند، با چه کسي بند و بست کنيم و از کجا اسباب و وسايلي براي تقويت خودمان فراهم کنيم. غافليم از اين‌که زماني مؤمن واقعي هستيم که فقط آن‌چه را خدا گفته، چون او گفته انجام دهيم و فقط متکي به او باشيم و وجود و عدم اسباب و وسايل براي ما مساوي باشد. وقتي ما از هر چه غير خداست قطع اميد کرديم آن زمان است که نصرت الهي نزديک است. اگر پاي «اما» و «اگر» و «شايد» و «ان قلت» به ميان آمد، بايد آن‌قدر در بوته حوادث پايين و بالا بشويم تا خالص شويم.

 خداوند دو نوع امداد به بندگان دارد: يک دسته امدادهاي عمومي که هيچ پيش‌شرطي ندارد و هر کس، در هر موقعيتي اعم از مؤمن و کافر از آنها بهره‌مند مي‌شود؛ «كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا.»6 اما دسته ديگري از امدادهاي الهي مخصوص مؤمنين است و هر کس به اندازه ايمان و اعتمادش به خدا از آن بهره‌مند مي‌شود

 ما بايد از اين جريانات درس بگيريم و فراموش نکنيم که پيروزي‌هايي که به دست آمده به خاطر ايکس و ايگرگ نبوده است؛ بلکه به همان ميزاني که ايمان و توکل به خدا داشتيم خدا کمک کرده است...

با چنين باوري به کسي تهمت نمي‌زنيم، به کسي بي‌احترامي نمي‌کنيم، تخريب نمي‌کنيم. اگر زماني به اقتضاي وظيفه و براي حفظ اصل نظام روشنگري و افشاگري لازم باشد، ‌گريزي از آن نيست؛ اما در برابر رقيبي که اشتراکات زيادي با ما دارد ضرورتي ندارد مثل يک برانداز با او برخورد کنيم؛ بلکه با رعايت ادب، احترام، متانت و منطق حرف‌مان را مي‌زنيم...

کسي که حسابش با خدا صاف باشد، اصلا لحن کلامش تغيير مي‌کند و نفسش اثر ديگري دارد؛ برخلاف کسي که با تظاهر قصد فريب ديگران را دارد، ممکن است چند نفر فريفته شوند، اما چنين کسي زود رسوا خواهد شد.

منبع : سخنان مهم و تاریخی علامه مصباح یزدی در جمع کاندیداهای جبهه پایداری

[ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم.


می خواهم در روستایمان معلم شوم.


دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.


ادامه مطلب
[ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]

از آن زمان که فتنه چشمت به مارسید        ایمن ز شر فتنه آخرالزمان شدم(حافظ)


در تشییع شبانه پیکر خانم صدیقه کبری سلام الله علیها

سلمان فارسی ،مقداد و ابوذر غفاری بودند

و جناب زبیر هم بود

هم او که سالها بعد مقابل علی شمشیر کشید

و فتنه به پا کرد

حال فقط

امان از  شر فتنه گران آخرالزمان!

[ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]
امام خامنه ای:
روضه‏خوانى و سينه‏زنى بايد باشد؛ اما نه در هر عزايى. اين را بدانيد كه روضه خواندن و گريه كردن - آن سنت سنيه - مربوط به همه‏ى ائمه نيست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا يك وقت در جمع و مجلسى كسى روضه‏يى مى‏خواند، عده‏يى دلشان نرم مى‏شود و گريه مى‏كنند؛ اين عيبى ندارد. اصلاً عزادارى كردن يك حرف است، روضه‏خوانى و سينه‏زنى راه انداختن يك حرف ديگر است. روضه‏خوانى و سينه‏زنى راه انداختن، مخصوص امام حسين است؛ حداكثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بيست‏ويكم ماه رمضان، سينه‏زنى و عزادارى و برپايى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‏بن جعفر (عليه‏السّلام) - با اين‏كه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه‏خوانى است - من لزومى نمى‏بينم كه سينه‏زنى بشود؛ يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا  سلام‏اللَّه‏عليها) مناسبتى ندارد كه ما بياييم نوحه‏خوانى و سينه‏زنى كنيم؛ بهتر اين است كه در آن موارد، شرح مصايبشان گفته بشود. شرح مصايب، گريه‏آور است.

منبع: اینجا

و اما بعد اقول فی ظل هذا الکلام من امامنا الخامنه ای :

این سخنان مربوط به سال ۷۰ هستند شاید هنوز آن موقع عزاداری ها مثل الان درست نشده بودند یا گروه های مبتدی یا ناشی فکر می کردند فقط  همش باید سینه زنی کنندکه برای حل این آسیب  تقویت بنیانهای معرفتی و شعوری و آگاهی های تاریخی از ماجرای شهادت صدیقه کبری و غصب خلافت امام علی و دیگر ائمه علیهم السلام است را مدنظر قرار دادند تا اینکه بخواهیم- بدون توجه به حوادث تاریخ اسلام بعد از پیامبر - به شور عزاداریها اکتفا کنیم .یعنی شرح مصائب خاندان وحی و نبوت خیلی درد آورتر از کارهای معمولی و نمادین است که البته اثربخشی به مراتب بیشتری دارد.این گونه فرهنگ فاطمیه و تشیع به راحتی و عمیق تر به نسلهای بعد منتقل می شود .پلی است به سمت شور و شعور قیام فاطمی برای تمام طول سال اگر بیندیشیم.

پس این یعنی اهتمام به کارهای فرهنگی آگاهی بخش مانند آنچه در تولید کتابهای گویا برای مقاتل می کنند یا تقویت شعر آئینی و امثال مختارنامه که نشان داد روح تشیع در تمام طول سال زنده است و مساله امام حسین علیه السلام محدود به محرم و صفر نیست

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]
نشاط زندگیم از عنایت زهراست               عنان زندگیم دست حضرت مولاست
 
خدا کند بهشت هم کنار شان باشیم              کنار خانه ایشان خانه داشتن زیباست
 
گذر نموده زکوی دلم خبر دارم                   میان کوچه دل رد چادرش پیداست
 
چقدر مادر سادات دست و دل باز است            همیشه چادر او خیمه گاه روضه ماست

دل شکسته زهرا چه ساحلی دارد                  چرا که جلوه آبی ترین دریاهاست

عجب سئوال شگرفی نوشته اشک علی               مزار خاکی زهرا کجای این دنیاست؟

تمام عالمین ناتوان ز حل سئوال                جواب کامل آن دست مهدی زهراست
[ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]

چگونه اصلاحات به انقلاب اسلامی خیانت کرد؟

دوران روی کار آمدن محمد خاتمی از دوم خرداد 76 به ریاست جمهوری اسلامی ایران و مجموعه پشتیبان وی به نام اصلاح طلبان در ایران سرآغاز سلسله دگردیسی های فرهنگی در جامعه ایران شد که هنوز آثار آن بیماری ، دامن گیر توده های جامعه، نهادهای فرهنگی و رسانه های عمومی کشور است.اصلاح طلبی از کلمه «من برای اصلاح امت جدم قیام نمودم» امام حسین علیه السلام مشتق نشده بود.اصلاح طلبی ترجمه اصطلاحReformism  به معنای آنچه نظریه پردازان غربی درباره روند حرکت جوامع به اصطلاح جهان سوم به سوی لیبرال دموکراسی در نظر داشتند بود که در تشکیلاتی سازمان یافته در نهادهای فرهنگی-اجتماعی ایران نفوذ نمودند و به دنبال آن بودند تا به تدریج مساله دین از شکل اجتماعی و سیاسی خود به مقدار حداقلی فردی و کمینه خود برسد.

استحاله فردی و اجتماعی

واژه استحاله یا گذار در علوم فیزیکی به تغییر ساختار تبلور عنصر تحت تغییرات فشار و دما می گویند به طوری که ماده به شکل دیگری ظاهر شود یا اینکه حالت فازی آن را تغییر دهند نه اینکه آن را نابود کنند.نابودی برای یک نظام سیاسی معادل براندازی به شیوه سخت یعنی جنگ نظامی یا کودتا است.تمام رفتارهای سالم یا ناسالم و تمام تهدیدهایی که پیشروی یک انسان هست می تواند برای کل یک جامعه رخ بدهد آنگونه که وقتی یک سلول آلوده به یک میکروب می شود بقیه سلولها نیز در معرض آن هستند و همگی روی هم تاثیر گذارند.مولفه های دین در اجتماع جزو ماهیت دین است و اینکه اساسا اسلام همه چیز را آورده است و از جمله شئون او سیاست است چرا انسان ذاتا موجودی اجتماعی است.تمام هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و گناهانی که قلب آدمی را مریض می کند و باعث می شود تا یک شخص دچار استحاله شود در معرض آلوده کردن یک جامعه نیز هست.این دگرگونی ها شامل بازگشت از ایمان به کفر و فریب حیات ظاهر دنیا را خوردن است که باعث می شود شخصی در زمانی در جبهه علی(ع) باشد اما فردایش قاتل او شود یا در لشکر علی(ع) باشد و بعدا قاتل حسین علیه السلام بشود.

استحاله از ابتدای تاریخ بوده است

اساسا تاریخ خلقت انسان در قرآن با همین هشدار عجین شده از عبرت گرفتن از فرجام عبادتهای ابلیس که بدون تهذیب بود تا هبوط آدم (ع) از بهشت به زمین. جامعه بشری از ابتدای تشکیلش که از دو پسر آدم(ع) یکی مظلومانه توسط دیگری کشته شد تا وقتی که اقوام عاد و ثمود و فرعونیان و... در طول تاریخ به علت سرپیچیهایشان به هلاکت رسیدند همواره در معرض انحراف بوده و هست.

مستقیم بودن دائم صراط هدایت

این به آن علت است که راهی برای زندگی انسان هست که تامین کننده خواست فطرت اوست که مستقیم و استوار و خدشه ناپذیر است و با تغییرات زمان و جغرافیا متاثر نمی شود. فاقم وجهك للدّين حنيفاً التي فطَر الناس عليها لا تبديلِ لخلق الله(سوره روم-30).آنگونه که فطرت تغییر نمی کند الزامات توجهات به او نیز تغییر نمی کند.پس موفقیت حضرت یوسف(ع) در برابر زلیخا تا ابد زیباست و جنایتهای بشری تا برپایی قیامت و ورود ستمکاران به جهنم همگی محکوم هستند. حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الي يوم القيامة و حرامه حرامٌ ابداً الي يوم القيامة، لا يكون غيره و لا يجي‏ء غيره"[1] (مرحوم شيخ كليني، الاصول الكافي (دارالكتب الاسلاميه) ج 1، ص 58، ح 19( .حتی همان احکام ثانویه جزو حلالهایی است که در شرایط خود برقرار است. پس جامعه یعنی یک نفر! به آن معنی است که او پاره ای از اجتماع است و روی محیطش تاثیر گذار است. قوانینی که برای رعایت«حق مردم» تشریع شده است و موظف به رعایت آن هستیم همان حقوق بشر ناب الهی است که خداوند از آنها نمی گذرد.

مبارزه همیشگی جنود حق و باطل

پس مبارزه بوده از ابتدای زندگی انسان بوده است و این پیکار چه در درون شخص و چه بیرون او همواره هست.
اما برگردیم به بحثمان : پیش از اصلاحات چه بود؟ و بعد از آمدن اصلاحیون چه شد؟رگه های استحاله چگونه به باطن نظام نفوذ کرد؟اصلاحات از کجا شروع شد ؟

استبداد دینی با نفاق گره خورده است
سناریوی منافقین این بود: نمی توانیم با نشان کفر وارد صحنه شویم،چرا که مردود خواهیم شد پس باید با ادبیات دینی و با نشان دین وارد جامعه دینی شده و سپس او را از درون تهی کنیم.مسجد ضرار در مدینه نمونه ی این راهبرد در ابتدای اسلام است.آری پس یک مسجد میتواند علیه اسلام پایگاه شود همانگونه که کلیسا یعنی محل توجه به خدا در مسیحیت بعد از تحریف انجیل علیه دین مرکز شد.چه بسیار انسانها که آنجا صمیمانه با خدایشان صحبت کردند اما تعبدانه یا با اعتقاد در خدمت فئودالیسم می زیستند.تنفر از دین بعد از رنسانس در جوامع اروپائی و احساس عقب ماندگی در آنان به علت دین به خاطر این بود که در واقع منافقین و علمای اهل کتاب دین را با هواهای شیطانی خویش تحریف و به نام دین پایگاه زدند.در واقع آنان می دانستند که نمی شود روی معجزات و دلایل روشن مسیح(ع) را پوشاند و آن نور را کور کرد بلکه چاره این بود که برای سلطه باید دینش را تحریف کرد.

عبارتی که گفته اند استبداد دینی از اینجا شروع می شود و در واقع چیزی به اسم استبداد دینی وجود ندارد بلکه استبداد به اسم دین حاکم ساخته بودند.تاریخ غصب خلافت امام علی(ع) و تمام ائمه بعد از ایشان ،استبداد بنی امیه و بنی عباس ،نمونه اش در زمانه حاضر حکومت آل سعود در عربستان و حجاز است که تمام سرمایه های ملی و استقلال کشور را در خدمت منافع خاندانشان ،آمریکا و اسرائیل قرار داده اند و نام خادم الحرمین بر شاهشان می گذارند و خود را کلیددار کعبه نزد مردم عوام نشان داده اند و برای خون ریختن از مسلمان شیعه فتوای بهشت می دهند و پاداشهای بسیار و جالب اینکه صوت قرآن بزرگان وهابی ها دلها را می رباید.یک مذهب جعلی و ساخته دست بشر و شیطان مانند همان کتب آسمانی که پیشتر تحریف شدند.اینها همگی مظهر استکبار و طلب برتری و علو است. آنگاه است از ولایت الهی به سوی تاریکی ها و تکاثر خارج شود، به سوی طاغوت و ولایت غیرخدا. حکومت از دو حالت خارج نیست یا ولایت الهی دارد یا طاغوت است و بین این دو نیست.

اروپا در امواج کلیسا و رنسانس

اروپائیها دین منحرف خود را کنار گذاشتند و از ظلمتی رها شدند اما به ظلمتی دیگر پا نهادند.مردم اروپا تشنه ی حقیقت بودند، در زمینی هموار پا گذاشتند که آن را آب می پنداشتند اما هنگامیکه به سراغش رفتند، آن را چیزی نمی یافتند.شعار انقلابها و مکاتب فلسفیشان یکی پس از دیگری منسوخ می شد.آری عده ای به گمان رستگاری بت پرستیدند ولی کفر ورزیدند . تاریکی هایی بود در دریایی مواج که هماره آن دریا را موجی می پوشاند و بر فراز آن موجی دیگر است .اینها تاریکی هاییست متراکم که بعضی روی بعضی دیگر قرار گرفته است و کسی که در این دریاست ،وقتی دست خود را بیرون می آورد،نزدیک است که آن را از شدت تاریکی نبیند. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ (40-النور).آری کسی که تاریکی دریای مواج خودش و دستش را گم کرده از وحشت یا هیجان طوفان چگونه دستگیری برای خود پیدا کند.او وقتی «خودش» را گم کرده و انسان را در تعاریف اومانیستی و الحادی شناخته چگونه راه بیابد؟
آری کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است هیچ نوری نخواهد داشت.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿41-النور﴾

آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست (41)

غربیها در امواج تاریک شناخت رفتار فیزیک ماده غوطه ور شدند اما افسوس که همان ماده را مرده و خشک پنداشتند :
و َلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿42﴾  خود را مالک جهان پنداشتند و از مقصود آفرینش غافل شدند، که گمان کردند حاکم باید آنان باشند.

افسوس که جملات را مجهول به کار بردند و به خالقش  یادآوری نکردند.

آيا ندانسته‏اى كه خدا[ست كه] ابر را به آرامى مى‏راند سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مى‏دهد آنگاه آن را متراكم مى‏سازد پس دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از خلال آن بيرون مى‏آيد و [خداست كه] از آسمان از كوههايى [از ابر يخ‏زده] كه در آنجاست تگرگى فرو مى‏ريزد و هر كه را بخواهد بدان گزند مى‏رساند و آن را از هر كه بخواهد باز مى‏دارد نزديك است روشنى برقش چشمها را ببرد (43)

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿43﴾

خداست كه شب و روز را با هم جابجا مى‏كند قطعا در اين [تبديل] براى ديده‏وران [درس] عبرتى است (44)

يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ ﴿44﴾

و خداست كه هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند در حقيقت‏خدا بر هر چيزى تواناست (45)

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45﴾

لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿46﴾

قطعا آياتى روشنگر فرود آورده‏ايم و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند (46)

پس شرح مراحل ایجاد زمین در ابتدای نهج البلاغه یک متن علمی زمین شناسی اسلامی است که دقیقا به جزئیات می پردازد اما در عین حال آنچه فزونی می گیرد با خواندنش خشوع در مقابل پروردگار است در حالیکه خاصیت متن سکولار آنست که بر تاریکی های درونش بیفزاید مگر آنکه شخص تقوا پیشه کند و خدا را با آن علم یادآوری کند.آنگاهست که علم شناسایی می شود.

انقلاب فرهنگی ؟
 انقلاب فرهنگی در دانشگاه وقتی است که متون اصلاح شوند.علوم انسانی بیاید انسان و جامعه  را به معنای درستش را معرفی کند و علوم مادی نیز از حالت ابتر بودن یعنی عدم شروع با اسم خدا خارج شوند و در همه جا هنگام شرح پدیده ها به خدا یادآوری کنند و این خود باعث خواهد شد تا علم را تحقیقی بیاموزیم که مبادا پدیده ای را به دروغ به خدا نسبت دهیم و نیز مدرک و نمره مجازی ارزش نشود بلکه آن کشف حقیقت الهی برای آباد ساختن زمین و حرکت به سوی خدا ارزش و فرهنگ عمومی دانشگاهی و بازاری شود.
 سیر تولد و آمدن اصلاحات

پس مسیر آمدن اصلاح طلبان، زمان رنسانس در اروپا فراهم شد و هنگامیکه انقلاب فرهنگی در جامعه دانشگاهی ما به تصفیه اساتید محدود شد و از تصفیه متون و تحول در آن غافل شد  . نمی گوئیم دانشگاه تعطیل می ماند تا وقتی که متون اصلاح می شدند! بلکه می گوئیم دانشگاهها را حداقل در علوم انسانی با ماموریت اسلامی شدن باز می کردند.نتیجه آنکه بدنه دولتهای آینده فارغ التحصیلان این دانشگاهها شدند و عده ای که تهذیب نداشتند همان مکاتب غرب را به قشر دانشجو و جوان تزریق کردند و نتیجه آن شد که تکنوکراتها و غربزده ها چیزی به نام ولایت فقیه را در حد قانون و برای احترام به قانون پذیرفتند و اینها مثبتهایشان بودند بقیه که علیه آن به فعالیت پرداختند و خواستند پروتستانتیزم اسلامی کنند یا پلورالیسم دینی و برای صراطهای مستقیم منبرها رفتند و این یعنی ارائه یک نسخه ی جعلی  و انحرافی از دین.چیزی که از غرب تنها ترجمه شد و می شد دکتراهایشان را به جرم ترجمه بودن نظریاتشان ابطال کرد.پس عقبه فکری اصلاحات این گونه در تئوری دین را هدف قرار داد و عقبه فرهنگ و هنرش مظاهر غربی و ضددینی را در سینما ،فیلم،موسیقی،شعر،نقاشی،تئاتر و ترویج روابط آزاد در اردوهای علمی و غیرعلمی مختلط دانشجویی و... از طریق وزارت ارشاد اسلامی عطاءالله مهاجرانی که خاتمی او را حمایت تمام می کرد ،و در ترویج فلسفه سیاسی غرب در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری سعید حجاریان ،و در کانونهای فکری عبدالکریم سروش و یارانش،در مطبوعات به صورت روزنامه های زنجیره ای اکبرگنجی و... ، و در مبارزه سیاسی و تقابل علنی با نظام در مجلس ششم و حوادث 18 تیر87 کوی دانشگاه تهران،تا ادعای گفتگوی تمدن ها و تمدن قائل شدن برای خونخواران جهانی که در دو جنگ جهانی ماهیت خود را به عالم نشان داده اند.آری رئیس جمهور وقت در سخنرانی های خارج از کشور از حرکت به سوی دموکراسی می گفت و نرمش نشان می داد.
معنای اصلاحات
این بود معنی اصلاحات و آنچه که آنان اراده کردند . یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ – ( الصف آیه ۸)
می خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده ، نورخویش است ، اگر چه کافران را ناخوش آید .آنها مرعوب بودند همانها که می خواستند دست مذاکره و نرمش در برابر آمریکا نشان بدهند.پس روز به روز گستاخی کاخ سفید و رئیس جمهور وقت آمریکا بیشتر می شد زیرا مست از اشغال عراق و افغانستان گمان کرده بودند اگر بدنه دولت با رهبری عالیقدر انقلاب زاویه دارد ، می توانند خواسته هایشان را تحمیل کنند یا قدرتی از خود به رخ دیگران بکشانند. البته با پاسخ دندان شکن امام مواجه شدند : «امروز به بركت ملتِ هوشيارى مثل ملت ايران، به بركت افكار برانگيخته‌اى مثل افكار ملت ايران، به بركت انقلاب بزرگى مثل انقلاب اسلامى ايران، نه امريكا و نه بزرگتر از امريكا - اگر در قدرتهاى مادّى باشد - قادر نيستند حادثه‌اى مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنياى اسلام تحميل كنند.اين‌جا اگر دشمن زياد فشار بياورد، حادثه كربلا اتّفاق خواهد افتاد.»

به کجا آمده ایم؟
زمانه گذشت و مقاومت ادامه یافت تا اینکه موسم تیر 84 فرا رسید و جبهه مقاومت اسلامی ایران  با پیروزی ثابت کردند افکار غالب مردمشان منزه از بافته های اصلاح طلبان است و به امامشان وفادارند.حال فکر می کنید این مارهای غاشیه پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم کجا رفتند و برای دور بعد چه نقشه ای ریختند؟اینجا دیگر قضیه می شود همان چیزی که همه می شناسیم: فتنه ی 88

آری در 88 بار دیگر مصائب کوفیان برای ائمه به پا شد،فتنه ای سنگین بود که قرآن به نیزه های خودش را داشت و در پی اش ساکتین و مرددین و مردودین خودش را،اما این بار مردم علی(ع) را حمایت کردند و او را تنها نگذاشتند و 9 دی به عنوان فصل جدیدی از بیعت با ولایت رقم خورد که امروز آثارش در ارتقای جایگاه مادی و معنوی کشور و بیداری اسلامی در منطقه دیده می شود.9 دی ضربه ای محکم برای فروریختن بتهای لیبرال دموکراسی غرب در دوران تمدنش بود و امروز برکاتش در منطقه و اروپا و آمریکا به تدریج جهان را آماده رهایی نهایی تاریخ کرده است.

[ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]

بنگـر رحماء بینهــم را **** تکـــرار تـب غـــدیـر خــــم را

امروز علی غریب و تنهاست **** آماج هجوم اهرمن‌هاست

او کیست؟گلی ز باغ زهرا (س) **** پرورده درد و داغ زهرا (س)

او نـور دل بسیجیــان اســت **** چون مادر خویش، مهربان است

مستــم ز تبســم نمـازش **** لبخند چو غنچه، دلنوازش

چشمانش بوی عشق دارد **** مستی ز سبوی عشق دارد

چون فاطمه پشتوانه اوست **** تا هستم و هست دارمش دوست

[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ ] [ بی پلاک ] [ ]
درباره وبلاگ

ما شـــــمع ولایت را، هستیــــم چو پروانه
در قـــــافله‌ی عشقیـم، بـا رهــــبـر فـرزانه
لینک دوستان
امکانات وب