|
بسم الله الرحمن الرحیم |
شنبه، 9 ارديبهشت 1391
حرکت از روز اول بعثت پیامبر(ص) توأم با مبارزه و سختيها بوده و اين مبارزه تا روز آخر ادامه خواهد يافت. حلقه دوم اين مبارزه از روز رحلت پيغمبر اکرم(ص) شروع شد تا دوران 25 سال خلافت خلفا هم گذشت. در اينجا مرحله جديدي شروع شد که اميد ميرفت حضرت امير(ع) بتوانند خطاهاي گذشته را جبران کنند و قدمهاي بلندي در مسير تکامل جامعه اسلامي بردارند. ولي چند روزي نگذشت که جنگ جمل را به راه انداختند و اميرالمؤمنين(ع) مجبور شد ناخواسته جنگي را تحمل کند. اما اين جنگ با جنگهاي پيغمبر(ص) خيلي متفاوت بود. پيامبر اکرم(ص) با بتپرستاني ميجنگيد که دخترانشان را زنده بهگور ميکردند و بتهايي را که خودشان ميساختند، ميپرستيدند؛ اما جنگ علي(ع) با پسر عمه خودش و بعضي ديگر از اصحاب پيغمبر(ص) بود؛ با کساني که سالها در جبهههاي جنگ شرکت کرده بودند، در رکاب رسولالله(ص) مجاهدتها کرده بودند، هزينههايي پرداخته بودند، فداکاريهايي کرده بودند، بسياري از آنها نور چشميهاي جامعه اسلامي بودند. اين نوع ديگري از مبارزه بود. حلقه سوم اين مبارزات توسط سيدالشهدا ـصلواتاللهعليهـ انجام شد و اين زنجيره مبارزات تا زمان ظهور ولي عصر ـعجلالله فرجه الشريفـ ادامه دارد. .. هر آزمایش سختتر از آزمايش قبلي بود... بعضي از کساني که در رکاب اميرالمؤمنين(ع) با معاويه ميجنگيدند و به اصطلاح از آزمونشان سربلند بيرون آمده بودند، در کربلا با امام حسين(ع) جنگيدند؛ نه فقط در صف مقابل آن حضرت قرا گرفتند، بلکه قاتل سيدالشهداء(ص) شدند! ... اين سنت الهي است که هر روز امتحانها سختتر و پيچيدهتر ميشود. چون روز بهروز سطح فهم، شعور، توقعات، قدرت و توانايي انسان بالاتر ميرود؛ نوع برخوردها هم با متفاوت ميشود. کساني که ديروز همسنگر بودند، امروز روياروي هم قرار ميگيرند. حضرت بقيةالله الاعظم ـاروحنافداهـ بعد از ظهور...با کساني مواجه ميشوند که به وسيله آيات قرآن با آن حضرت محاجه ميکنند؛ يعني با امام زمان بحث و مناظره ميکنند و مدعي ميشوند که آن حضرت بر حق نيست! ما بايد اين حقيقت را درک کنيم و هر روز آماده پيچيدهتر شدن موقعيت معرفتي جامعه باشيم؛ خدا با کسي تعارف ندارد و هيچ کس هم از امتحان مستثني نيست. همه امتحان خواهند شد؛البته هر کسي به اندازه ظرفيت خودش و امروزه بالاترين و سختترين امتحانات براي مقام معظم رهبري ـدامت برکاتهـ است. همچنان طبق روايات در زمان ظهور وليعصر ـعجلاللهفرجهالشريفـ بالاترين سختيها و مشکلات براي شخص امام زمان ـصلواتاللهعليهـ است. جريان انحرافي، خطري سختتر از فتنههاي پيشين: فتنههايي که طليعه آن در چند سال گذشته ظاهر شد؛ جرياني که با تظاهر به اسلام و تشيع و تمسک به نام مبارک امام زمان ـصلواتاللهعليهـ در باطن تيشه به ريشه اسلام ميزند. بعضي از مسئولان هم متوجه نيستند که بالقوه چه خطري در پيش است که شايد از همه خطرهاي گذشته سختتر و سنگينتر باشد. هر امتحان يا تکليفي که براي يک جامعه پيش ميآيد در واقع امتحان و تکليف براي افراد آن جامعه است و با توجه به اينکه افراد از لحاظ فهم، شناخت، مراتب ايمان، موقعيت اجتماعي، برخورداري از امکانات و ... متفاوت هستند، با توجه به اين تفاوتها هر يک از آنها وظايف خاصي خواهند داشت. بايد ببينيم چه نقاط ضعفي داشتيم، آنها را اصلاح کنيم؛ چه نقاط قوتي داشتيم، آنها را تقويت کنيم اين آيه خطاب به پيامبر(ص) و يارانش ميفرمايد: آيا گمان ميکنيد صرفا با ادعاي ايمان کار تمام شد؟! تمام سختيهايي که به پيشنيان رسيده، به شما هم خواهد رسيد، تا جايي که متزلزل ميشويد و ميگوييد: پس خدا کي ما را ياري خواهد کرد. وقتي کار به اينجا رسيد، آن زمان است که ميفرمايد: «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ.» بايد شبانهروز تلاش کنيم؛ اما نبايد فراموش کنيم که خداوند ميفرمايد زماني که مؤمنين از همه جا مأيوس شدند، ما ملائکه را براي کمکشان فرستاديم؛ اما مبادا تصور کنيد که ملائکه مومنين را پيروز ميکنند؛ بلکه «وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم؛»4 فرشتهها را فرستاديم تا شما آرامش پيدا کنيد؛ اما «وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ.» ما در جريان اخير و صدها مورد نظير آن تجربه کرديم و فهميديم که خدا به ما کمک کرده است؛ اما همچنان اعتماد قلبيمان به اسباب است؛ فلانکس چه بگويد، چه کسي از ما تعريف کند، چه کسي مخالفت کند، با چه کسي بند و بست کنيم و از کجا اسباب و وسايلي براي تقويت خودمان فراهم کنيم. غافليم از اينکه زماني مؤمن واقعي هستيم که فقط آنچه را خدا گفته، چون او گفته انجام دهيم و فقط متکي به او باشيم و وجود و عدم اسباب و وسايل براي ما مساوي باشد. وقتي ما از هر چه غير خداست قطع اميد کرديم آن زمان است که نصرت الهي نزديک است. اگر پاي «اما» و «اگر» و «شايد» و «ان قلت» به ميان آمد، بايد آنقدر در بوته حوادث پايين و بالا بشويم تا خالص شويم. خداوند دو نوع امداد به بندگان دارد: يک دسته امدادهاي عمومي که هيچ پيششرطي ندارد و هر کس، در هر موقعيتي اعم از مؤمن و کافر از آنها بهرهمند ميشود؛ «كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا.»6 اما دسته ديگري از امدادهاي الهي مخصوص مؤمنين است و هر کس به اندازه ايمان و اعتمادش به خدا از آن بهرهمند ميشود ما بايد از اين جريانات درس بگيريم و فراموش نکنيم که پيروزيهايي که به دست آمده به خاطر ايکس و ايگرگ نبوده است؛ بلکه به همان ميزاني که ايمان و توکل به خدا داشتيم خدا کمک کرده است... با چنين باوري به کسي تهمت نميزنيم، به کسي بياحترامي نميکنيم، تخريب نميکنيم. اگر زماني به اقتضاي وظيفه و براي حفظ اصل نظام روشنگري و افشاگري لازم باشد، گريزي از آن نيست؛ اما در برابر رقيبي که اشتراکات زيادي با ما دارد ضرورتي ندارد مثل يک برانداز با او برخورد کنيم؛ بلکه با رعايت ادب، احترام، متانت و منطق حرفمان را ميزنيم... کسي که حسابش با خدا صاف باشد، اصلا لحن کلامش تغيير ميکند و نفسش اثر ديگري دارد؛ برخلاف کسي که با تظاهر قصد فريب ديگران را دارد، ممکن است چند نفر فريفته شوند، اما چنين کسي زود رسوا خواهد شد. منبع : سخنان مهم و تاریخی علامه مصباح یزدی در جمع کاندیداهای جبهه پایداری [ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم.
ادامه مطلب [ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
از آن زمان که فتنه چشمت به مارسید ایمن ز شر فتنه آخرالزمان شدم(حافظ) سلمان فارسی ،مقداد و ابوذر غفاری بودند و جناب زبیر هم بود هم او که سالها بعد مقابل علی شمشیر کشید و فتنه به پا کرد حال فقط امان از شر فتنه گران آخرالزمان! [ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
امام خامنه ای: روضهخوانى و سينهزنى بايد باشد؛ اما نه در هر عزايى. اين را بدانيد كه روضه خواندن و گريه كردن - آن سنت سنيه - مربوط به همهى ائمه نيست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا يك وقت در جمع و مجلسى كسى روضهيى مىخواند، عدهيى دلشان نرم مىشود و گريه مىكنند؛ اين عيبى ندارد. اصلاً عزادارى كردن يك حرف است، روضهخوانى و سينهزنى راه انداختن يك حرف ديگر است. روضهخوانى و سينهزنى راه انداختن، مخصوص امام حسين است؛ حداكثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بيستويكم ماه رمضان، سينهزنى و عزادارى و برپايى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسىبن جعفر (عليهالسّلام) - با اينكه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضهخوانى است - من لزومى نمىبينم كه سينهزنى بشود؛ يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا سلاماللَّهعليها) مناسبتى ندارد كه ما بياييم نوحهخوانى و سينهزنى كنيم؛ بهتر اين است كه در آن موارد، شرح مصايبشان گفته بشود. شرح مصايب، گريهآور است. و اما بعد اقول فی ظل هذا الکلام من امامنا الخامنه ای : این سخنان مربوط به سال ۷۰ هستند شاید هنوز آن موقع عزاداری ها مثل الان درست نشده بودند یا گروه های مبتدی یا ناشی فکر می کردند فقط همش باید سینه زنی کنندکه برای حل این آسیب تقویت بنیانهای معرفتی و شعوری و آگاهی های تاریخی از ماجرای شهادت صدیقه کبری و غصب خلافت امام علی و دیگر ائمه علیهم السلام است را مدنظر قرار دادند تا اینکه بخواهیم- بدون توجه به حوادث تاریخ اسلام بعد از پیامبر - به شور عزاداریها اکتفا کنیم .یعنی شرح مصائب خاندان وحی و نبوت خیلی درد آورتر از کارهای معمولی و نمادین است که البته اثربخشی به مراتب بیشتری دارد.این گونه فرهنگ فاطمیه و تشیع به راحتی و عمیق تر به نسلهای بعد منتقل می شود .پلی است به سمت شور و شعور قیام فاطمی برای تمام طول سال اگر بیندیشیم. پس این یعنی اهتمام به کارهای فرهنگی آگاهی بخش مانند آنچه در تولید کتابهای گویا برای مقاتل می کنند یا تقویت شعر آئینی و امثال مختارنامه که نشان داد روح تشیع در تمام طول سال زنده است و مساله امام حسین علیه السلام محدود به محرم و صفر نیست [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
نشاط زندگیم از عنایت زهراست عنان زندگیم دست حضرت مولاست
خدا کند بهشت هم کنار شان باشیم کنار خانه ایشان خانه داشتن زیباست
گذر نموده زکوی دلم خبر دارم میان کوچه دل رد چادرش پیداست
چقدر مادر سادات دست و دل باز است همیشه چادر او خیمه گاه روضه ماست
دل شکسته زهرا چه ساحلی دارد چرا که جلوه آبی ترین دریاهاست
عجب سئوال شگرفی نوشته اشک علی مزار خاکی زهرا کجای این دنیاست؟ تمام عالمین ناتوان ز حل سئوال جواب کامل آن دست مهدی زهراست [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
چگونه اصلاحات به انقلاب اسلامی خیانت کرد؟ دوران روی کار آمدن محمد خاتمی از دوم خرداد 76 به ریاست جمهوری اسلامی ایران و مجموعه پشتیبان وی به نام اصلاح طلبان در ایران سرآغاز سلسله دگردیسی های فرهنگی در جامعه ایران شد که هنوز آثار آن بیماری ، دامن گیر توده های جامعه، نهادهای فرهنگی و رسانه های عمومی کشور است.اصلاح طلبی از کلمه «من برای اصلاح امت جدم قیام نمودم» امام حسین علیه السلام مشتق نشده بود.اصلاح طلبی ترجمه اصطلاحReformism به معنای آنچه نظریه پردازان غربی درباره روند حرکت جوامع به اصطلاح جهان سوم به سوی لیبرال دموکراسی در نظر داشتند بود که در تشکیلاتی سازمان یافته در نهادهای فرهنگی-اجتماعی ایران نفوذ نمودند و به دنبال آن بودند تا به تدریج مساله دین از شکل اجتماعی و سیاسی خود به مقدار حداقلی فردی و کمینه خود برسد. استحاله فردی و اجتماعی واژه استحاله یا گذار در علوم فیزیکی به تغییر ساختار تبلور عنصر تحت تغییرات فشار و دما می گویند به طوری که ماده به شکل دیگری ظاهر شود یا اینکه حالت فازی آن را تغییر دهند نه اینکه آن را نابود کنند.نابودی برای یک نظام سیاسی معادل براندازی به شیوه سخت یعنی جنگ نظامی یا کودتا است.تمام رفتارهای سالم یا ناسالم و تمام تهدیدهایی که پیشروی یک انسان هست می تواند برای کل یک جامعه رخ بدهد آنگونه که وقتی یک سلول آلوده به یک میکروب می شود بقیه سلولها نیز در معرض آن هستند و همگی روی هم تاثیر گذارند.مولفه های دین در اجتماع جزو ماهیت دین است و اینکه اساسا اسلام همه چیز را آورده است و از جمله شئون او سیاست است چرا انسان ذاتا موجودی اجتماعی است.تمام هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و گناهانی که قلب آدمی را مریض می کند و باعث می شود تا یک شخص دچار استحاله شود در معرض آلوده کردن یک جامعه نیز هست.این دگرگونی ها شامل بازگشت از ایمان به کفر و فریب حیات ظاهر دنیا را خوردن است که باعث می شود شخصی در زمانی در جبهه علی(ع) باشد اما فردایش قاتل او شود یا در لشکر علی(ع) باشد و بعدا قاتل حسین علیه السلام بشود. استحاله از ابتدای تاریخ بوده است اساسا تاریخ خلقت انسان در قرآن با همین هشدار عجین شده از عبرت گرفتن از فرجام عبادتهای ابلیس که بدون تهذیب بود تا هبوط آدم (ع) از بهشت به زمین. جامعه بشری از ابتدای تشکیلش که از دو پسر آدم(ع) یکی مظلومانه توسط دیگری کشته شد تا وقتی که اقوام عاد و ثمود و فرعونیان و... در طول تاریخ به علت سرپیچیهایشان به هلاکت رسیدند همواره در معرض انحراف بوده و هست. مستقیم بودن دائم صراط هدایت این به آن علت است که راهی برای زندگی انسان هست که تامین کننده خواست فطرت اوست که مستقیم و استوار و خدشه ناپذیر است و با تغییرات زمان و جغرافیا متاثر نمی شود. فاقم وجهك للدّين حنيفاً التي فطَر الناس عليها لا تبديلِ لخلق الله(سوره روم-30).آنگونه که فطرت تغییر نمی کند الزامات توجهات به او نیز تغییر نمی کند.پس موفقیت حضرت یوسف(ع) در برابر زلیخا تا ابد زیباست و جنایتهای بشری تا برپایی قیامت و ورود ستمکاران به جهنم همگی محکوم هستند. حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الي يوم القيامة و حرامه حرامٌ ابداً الي يوم القيامة، لا يكون غيره و لا يجيء غيره"[1] (مرحوم شيخ كليني، الاصول الكافي (دارالكتب الاسلاميه) ج 1، ص 58، ح 19( .حتی همان احکام ثانویه جزو حلالهایی است که در شرایط خود برقرار است. پس جامعه یعنی یک نفر! به آن معنی است که او پاره ای از اجتماع است و روی محیطش تاثیر گذار است. قوانینی که برای رعایت«حق مردم» تشریع شده است و موظف به رعایت آن هستیم همان حقوق بشر ناب الهی است که خداوند از آنها نمی گذرد. مبارزه همیشگی جنود حق و باطل پس مبارزه بوده از ابتدای زندگی انسان بوده است و این پیکار چه در درون شخص و چه بیرون او همواره هست. عبارتی که گفته اند استبداد دینی از اینجا شروع می شود و در واقع چیزی به اسم استبداد دینی وجود ندارد بلکه استبداد به اسم دین حاکم ساخته بودند.تاریخ غصب خلافت امام علی(ع) و تمام ائمه بعد از ایشان ،استبداد بنی امیه و بنی عباس ،نمونه اش در زمانه حاضر حکومت آل سعود در عربستان و حجاز است که تمام سرمایه های ملی و استقلال کشور را در خدمت منافع خاندانشان ،آمریکا و اسرائیل قرار داده اند و نام خادم الحرمین بر شاهشان می گذارند و خود را کلیددار کعبه نزد مردم عوام نشان داده اند و برای خون ریختن از مسلمان شیعه فتوای بهشت می دهند و پاداشهای بسیار و جالب اینکه صوت قرآن بزرگان وهابی ها دلها را می رباید.یک مذهب جعلی و ساخته دست بشر و شیطان مانند همان کتب آسمانی که پیشتر تحریف شدند.اینها همگی مظهر استکبار و طلب برتری و علو است. آنگاه است از ولایت الهی به سوی تاریکی ها و تکاثر خارج شود، به سوی طاغوت و ولایت غیرخدا. حکومت از دو حالت خارج نیست یا ولایت الهی دارد یا طاغوت است و بین این دو نیست. اروپا در امواج کلیسا و رنسانس اروپائیها دین منحرف خود را کنار گذاشتند و از ظلمتی رها شدند اما به ظلمتی دیگر پا نهادند.مردم اروپا تشنه ی حقیقت بودند، در زمینی هموار پا گذاشتند که آن را آب می پنداشتند اما هنگامیکه به سراغش رفتند، آن را چیزی نمی یافتند.شعار انقلابها و مکاتب فلسفیشان یکی پس از دیگری منسوخ می شد.آری عده ای به گمان رستگاری بت پرستیدند ولی کفر ورزیدند . تاریکی هایی بود در دریایی مواج که هماره آن دریا را موجی می پوشاند و بر فراز آن موجی دیگر است .اینها تاریکی هاییست متراکم که بعضی روی بعضی دیگر قرار گرفته است و کسی که در این دریاست ،وقتی دست خود را بیرون می آورد،نزدیک است که آن را از شدت تاریکی نبیند. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ (40-النور).آری کسی که تاریکی دریای مواج خودش و دستش را گم کرده از وحشت یا هیجان طوفان چگونه دستگیری برای خود پیدا کند.او وقتی «خودش» را گم کرده و انسان را در تعاریف اومانیستی و الحادی شناخته چگونه راه بیابد؟ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿41-النور﴾
غربیها در امواج تاریک شناخت رفتار فیزیک ماده غوطه ور شدند اما افسوس که همان ماده را مرده و خشک پنداشتند : افسوس که جملات را مجهول به کار بردند و به خالقش یادآوری نکردند.
پس شرح مراحل ایجاد زمین در ابتدای نهج البلاغه یک متن علمی زمین شناسی اسلامی است که دقیقا به جزئیات می پردازد اما در عین حال آنچه فزونی می گیرد با خواندنش خشوع در مقابل پروردگار است در حالیکه خاصیت متن سکولار آنست که بر تاریکی های درونش بیفزاید مگر آنکه شخص تقوا پیشه کند و خدا را با آن علم یادآوری کند.آنگاهست که علم شناسایی می شود. پس مسیر آمدن اصلاح طلبان، زمان رنسانس در اروپا فراهم شد و هنگامیکه انقلاب فرهنگی در جامعه دانشگاهی ما به تصفیه اساتید محدود شد و از تصفیه متون و تحول در آن غافل شد . نمی گوئیم دانشگاه تعطیل می ماند تا وقتی که متون اصلاح می شدند! بلکه می گوئیم دانشگاهها را حداقل در علوم انسانی با ماموریت اسلامی شدن باز می کردند.نتیجه آنکه بدنه دولتهای آینده فارغ التحصیلان این دانشگاهها شدند و عده ای که تهذیب نداشتند همان مکاتب غرب را به قشر دانشجو و جوان تزریق کردند و نتیجه آن شد که تکنوکراتها و غربزده ها چیزی به نام ولایت فقیه را در حد قانون و برای احترام به قانون پذیرفتند و اینها مثبتهایشان بودند بقیه که علیه آن به فعالیت پرداختند و خواستند پروتستانتیزم اسلامی کنند یا پلورالیسم دینی و برای صراطهای مستقیم منبرها رفتند و این یعنی ارائه یک نسخه ی جعلی و انحرافی از دین.چیزی که از غرب تنها ترجمه شد و می شد دکتراهایشان را به جرم ترجمه بودن نظریاتشان ابطال کرد.پس عقبه فکری اصلاحات این گونه در تئوری دین را هدف قرار داد و عقبه فرهنگ و هنرش مظاهر غربی و ضددینی را در سینما ،فیلم،موسیقی،شعر،نقاشی،تئاتر و ترویج روابط آزاد در اردوهای علمی و غیرعلمی مختلط دانشجویی و... از طریق وزارت ارشاد اسلامی عطاءالله مهاجرانی که خاتمی او را حمایت تمام می کرد ،و در ترویج فلسفه سیاسی غرب در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری سعید حجاریان ،و در کانونهای فکری عبدالکریم سروش و یارانش،در مطبوعات به صورت روزنامه های زنجیره ای اکبرگنجی و... ، و در مبارزه سیاسی و تقابل علنی با نظام در مجلس ششم و حوادث 18 تیر87 کوی دانشگاه تهران،تا ادعای گفتگوی تمدن ها و تمدن قائل شدن برای خونخواران جهانی که در دو جنگ جهانی ماهیت خود را به عالم نشان داده اند.آری رئیس جمهور وقت در سخنرانی های خارج از کشور از حرکت به سوی دموکراسی می گفت و نرمش نشان می داد. به کجا آمده ایم؟ آری در 88 بار دیگر مصائب کوفیان برای ائمه به پا شد،فتنه ای سنگین بود که قرآن به نیزه های خودش را داشت و در پی اش ساکتین و مرددین و مردودین خودش را،اما این بار مردم علی(ع) را حمایت کردند و او را تنها نگذاشتند و 9 دی به عنوان فصل جدیدی از بیعت با ولایت رقم خورد که امروز آثارش در ارتقای جایگاه مادی و معنوی کشور و بیداری اسلامی در منطقه دیده می شود.9 دی ضربه ای محکم برای فروریختن بتهای لیبرال دموکراسی غرب در دوران تمدنش بود و امروز برکاتش در منطقه و اروپا و آمریکا به تدریج جهان را آماده رهایی نهایی تاریخ کرده است. [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
بنگـر رحماء بینهــم را **** تکـــرار تـب غـــدیـر خــــم را امروز علی غریب و تنهاست **** آماج هجوم اهرمنهاست او کیست؟گلی ز باغ زهرا (س) **** پرورده درد و داغ زهرا (س) او نـور دل بسیجیــان اســت **** چون مادر خویش، مهربان است مستــم ز تبســم نمـازش **** لبخند چو غنچه، دلنوازش چشمانش بوی عشق دارد **** مستی ز سبوی عشق دارد چون فاطمه پشتوانه اوست **** تا هستم و هست دارمش دوست
[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ ] [ بی پلاک ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||